بات‌های پیام ناشناس: دلایل اقبال کاربران، پی‌آمدها و راه‌حل‌ها

تابه‌حال از بات‌های پیام ناشناس در تلگرام استفاده کرده‌اید؟ چرا دوست دارید از این طریق پیام بگیرید یا ارسال کنید؟ در ادامه از بات‌های پیام ناشناس خواهم گفت و پی‌آمدهایی که فکر می‌کنم به هم‌راه دارند.

 

برخورد اولیه

چند وقت پیش یکی از دوستان نزدیک‌ام لینک یکی از بات‌های حرف ناشناس تلگرام را در شبکه‌های اجتماعی‌اش گذاشت. خب طبیعتا من هم مثل یک دوست خوب از فرصت استفاده کردم تا کمی دست‌اش بیندازم. اما چون از همان ابتدا کاری که این بات‌ها انجام می‌دهند را دوست نداشتم، عمدا طوری برایش نوشتم که بعد از چند پیام فهمید که آن طرفِ این حرف‌های ناشناس چه کسی‌ست و به خودم پیام داد.

این گذشت و من دیگر کاری به کار بات مذکور نداشتم تا یکی دو هفته بعد که یکهو گفت شما یک پیام جدید دارید. به نظرم عجیب آمد که با یک بار استفاده به عنوان فرستنده‌ی پیام، عملا به مشترک آن بات تبدیل شده بودم و بدون اعلام آمادگی، دیگران می‌توانستند برایم پیام ناشناس بفرستند.

پیام دریافت‌شده را باز کردم و دیدم یکی گله کرده که «هر از گاهی خیلی بداخلاق می‌شوی و با یک من عسل هم نمی‌شود خوردت و…». چند روز بعد پیام بعدی آمد: «آدم بدی نیستی ها ولی باید بیش‌تر روی خودت کار کنی». بعد هم «فلان کاری که انجام دادی را دوست داشتم و دم‌ات گرم» و…

ادبیاتی که در پیام‌ها به کار برده شده بود و نکاتی که سعی داشتند به گوش‌ام برسانند، به نظرم جالب آمد. چند بات دیگر پیام ناشناس را هم فعال کردم؛ بدون این‌که لینکی به کسی بدهم. و مثل دفعه‌ی قبل، پیام‌های مشابهی دریافت کردم که بعضی تعریف و تمجید بود و بعضی توصیه و توبیخ.

در نهایت و بعد از دریافت بیست و چند پیام (بدون این‌که به کسی لینک داده باشم) باور اولیه‌ام تقویت شد و همه‌ی بات‌ها را بلاک کردم. مسئله بیش‌تر برایم جنبه‌ی شخصی داشت تا این‌که شنیدم بات حرف به من اعلام کرده که در طول ۱۳ روز مسدود بودن تلگرام، ۷۶۰هزار کاربر بیش از یک میلیون و ۲۰۰هزار پیام رد و بدل کرده‌اند. این آمار باعث شد که بیش‌تر به قضیه فکر کنم.

 

حرف به من پیام ناشناس

چرا به ناشناس بودن علاقه داریم؟

قبل از رسیدن به اصل ماجرا باید به عنوان سلب مسئولیت (disclaimer) بگویم که رشته‌ی تحصیلی من نه جامعه‌شناسی بوده و نه روان‌شناسی. مطالعات‌ام در این زمینه‌ها هم کاملا محدود بوده‌اند و در نتیجه، چیزی که در ادامه می‌آید -بیش از هر چیز دیگر- نظر یک بلاگر است که خودش با این مسائل سر و کله زده و نه نظر علمی یک متخصص.

بعد از ماجراهایی که بالاتر تعریف کردم، دنبال نمونه‌های خارجی بات‌های حرف ناشناس گشتم ولی نمونه‌ی مشابهی پیدا نکردم. اپلیکیشن‌ها و سایت‌هایی بودند که دو فرد غریبه را به شکل ناشناس به هم وصل می‌کردند تا بتوانند با حدی از پوشش و احساس امنیت باهم حرف بزنند و آشنا شوند اما این‌که به دوستان و آشنایان‌ات امکان بدهی با تو ناشناس حرف بزنند، نمونه‌ی خارجی نداشت. (اگر شما دیده‌اید در بخش نظرات خبر بدهید.)

پس چه‌طور شده که ایرانی‌ها به دنبال ارسال و دریافت پیام ناشناس رفته‌اند؟

اگر اهل ادبیات باشید، نمونه‌های بسیار زیادی از آثار شاعران و نویسندگان قدیمی ایران دیده‌اید که از فواید سکوت و صبر گفته‌اند. (نام یک باب از گلستان سعدی در فواید خاموشی‌ست) حی شخصیت‌های حاضرجواب ما هم بیش‌تر اهل سکوت‌اند و منتظر می‌مانند که در به‌ترین موقعیت حرف‌شان را بزنند.

ادبیات همیشه راوی فرهنگ و سنت مردمان بوده و به همین خاطر وقتی این مسئله را در کنار مشاهدات خودم قرار می‌دهم، به این نتیجه می‌رسم که سکوت و تحمل به عنوان یک فضیلت در سنت ایرانیان جای‌گاه خاصی دارد. اما با مدرن شدن و تغییر سبک زندگی‌ها، نسل‌های جدید ما هر روز بیش‌تر به رک بودن و زدن حرف‌شان توصیه می‌شوند. و مثل خیلی مسائل دیگر، به نظر می‌رسد این‌جا هم دچار یک نوع تضاد شده‌ایم.

از یک طرف فکر می‌کنیم باید سعی کنیم نظرمان را برای خودمان نگه داریم و تحمل کنیم. از طرف دیگر می‌شنویم که رک بودن چه‌قدر می‌تواند خوب و سبک‌کننده باشد. و دقیقا همین‌جاست که بات‌های حرف ناشناس به وجود می‌آیند.

این ربات‌های تلگرامی به ما امکان می‌دهند که بدون روبه‌رو شدن و هم‌راه با ضریبی از حس امنیت حرف‌مان را بزنیم و رک باشیم و حس سبک شدن را تجربه کنیم. در عین حال، وقتی ناشناس حرف بزنی در چشم دیگران همان آدم صبور و ساکتی هستی که فکر می‌کنی باید باشی.

اما این فقط شروع ماجراست. بعد از مدتی حس می‌کنی هر حرفی را می‌شود زد و حتی مطمئنی که اگر کسی مشترک یکی از این ربات‌ها باشد، قطعا نظر تو را می‌خواهد و چه حرفی برای گفتن داشته باشی چه نه، در هر حال یک نظری می‌دهی. «آدم خوبی هستی» و «روی خودت کار کن» و پیام‌هایی عمومی مثل این‌ها، دقیقا محصول این قضیه‌اند.

شاید بشود گفت این اتفاق مشابه داشتن یک حساب کاربری بی‌هویت در شبکه‌های اجتماعی‌ست که صاحب آن به خودش اجازه می‌دهد هر حرفی را در کامنت‌ها بزند.

از طرف دیگر، در دنیای شبکه‌های اجتماعی همه به دنبال محبوبیت‌اند. اما مطمئن نیستند که چه‌قدر از این محبوبیت را دارند. و استفاده از بات‌های پیام ناشناس به آن‌ها امکان می‌دهد که بدون علنی شدن قضیه، محبوبیت‌شان را بسنجند. علاوه بر این، بعضی افراد طوری با این بات‌ها برخورد می‌کنند که انگار در اختیار قرار دادن امکان اظهار نظر ناشناس، نوعی شجاعت است و هرکسی نمی‌تواند این‌قدر شجاع باشد. بنابراین، انتشار لینک پیام ناشناس در شبکه‌های اجتماعی هم نوعی ماجراجویی‌ست که شکل خاصی از احساس برتری را به فرد تزریق می‌کند.

این موارد، عمده‌ترین دلایلی بود که به ذهن‌ام رسید. اگر شما هم نظر خاصی در این خصوص دارید، حتما برایم بنویسید. البته باید این را هم گفت که قطعا تمام کاربران این ربات‌های تلگرامی با فکر کردن به یکی از دلایلی که عنوان شد، استفاده از آن‌ها را شروع نکرده‌اند و مثل همیشه باید از حکم کلی پرهیز کرد.

سکوت و تحمل به عنوان یک فضیلت در سنت ایرانیان جای‌گاه خاصی دارد. اما با مدرن شدن و تغییر سبک زندگی‌ها، نسل‌های جدید ما هر روز بیش‌تر به رک بودن و زدن حرف‌شان توصیه می‌شوند. و مثل خیلی مسائل دیگر، به نظر می‌رسد این‌جا هم دچار یک نوع تضاد شده‌ایم.

خب آخرش چه؟

اگر استفاده‌ی گسترده از بات‌های حرف ناشناس و نوع پیام‌هایی که برای هم می‌فرستیم را به عنوان یک نوع آسیب اجتماعی بپذیریم، باید در جهت به‌تر شدن وضعیت گام برداریم. طبیعتا هرکس با توجه به موقعیت‌اش می‌تواند تلاشی در این زمینه داشته باشد. اما مهم‌ترین و عمومی‌ترین راه‌کار از نظر من این است که عادت کنیم حرف‌مان را به شکلی درست و مودبانه اما رو در رو و بدون ترس از طرد شدن بزنیم.

اگر از پیش به حرف‌هایمان فکر کرده‌ایم و تا حد معقولی از درستی‌شان مطمئن‌ایم و اگر طرف مقابل برایمان اهمیت دارد، باید این جرئت را در خودمان ایجاد کنیم که بتوانیم هر انتقادی را به او انتقال بدهیم.

قبول کردن هزینه و پای‌بند ماندن به اصول و عقاید و نظرات شخصی از نظر من فضیلت بسیار مهمی‌ست که جای خالی‌اش این روزها بیش‌تر از همیشه حس می‌شود. بیایید تمرین‌اش کنیم.

(Visited 40 times, 1 visits today)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *