تاثیر زبان بر طرز تفکر ما

چند روز پیش ویدئوی مربوط به یکی از ارائه‌های تد را دیدم. در این ویدئوی ۱۴دقیقه‌ای (لینک آخر همین یادداشت) خانم لرا بورودیتسکی از تاثیرات بزرگ و عمیقی می‌گوید که زبان روی آدم‌ها دارد. به گفته‌ی او در حال حاضر بیش از هفت‌هزار زبان مختلف در جهان وجود دارند که تفاوت‌های عمده‌ای با یک‌دیگر دارند. و این تفاوت‌ها روی افرادی که با استفاده از آن‌ها حرف می‌زنند هم تاثیر می‌گذارند. به همین خاطر، نباید از تاثیر زبان بر طرز تفکر انسان‌ها غافل شد.

خانم بورودیتسکی از زبان فارسی چیزی نگفت اما پنج تفاوت عمده میان زبان‌های مختلف و تاثیر آن‌ها را توضیح داد. من هم می‌خواهم از حرف‌های او چند برداشت آزاد داشته باشم. این را هم بگویم که من زبان‌شناس نیستم؛ و فقط به عنوان یک استفاده‌کننده از زبان، نظرم را بیان می‌کنم.

۱- تاثیر زبان روی نظم ذهنی و برقرار ارتباط میان چیزهای مختلف

زبان فارسی از راست به چپ نوشته می‌شود. در نتیجه وقتی یک فارسی‌زبان و یک -مثلا- انگلیسی‌زبان می‌خواهند چیزی به جز کلمات را مرتب کنند، ذهن‌شان متفاوت عمل می‌کند.

در مثال خانم بورودیتسکی، اگر از یک فارسی‌زبان بخواهیم چند عکس از یک نفر را با توجه به توالی زمانی کنار هم بچیند، او این کار را از راست به چپ انجام خواهد داد؛ عکس کودکی (عکس اول) در سمت راست و عکس کهن‌سالی (عکس آخر) در سمت چپ. اما یک انگلیسی‌زبان، این کار را برعکس و از چپ به راست انجام می‌دهد.

در ویدئو از زبانی صحبت می‌شود که به جای چپ و راست، در تمام موقعیت‌ها از جهت‌های جغرافیایی استفاده می‌کند. مثلا اگر از کسی که به این زبان صحبت می‌کند بپرسید که آشپزخانه‌اش کجاست، می‌گوید وارد راه‌روی شمالی شوید و بعد به سمت غرب بروید.

این مسئله باعث می‌شود که چنین فردی ترتیب اشیا را هم براساس جهت‌های جغرافیایی منظم کند. مثلا عکس دوران کودکی را در سمت شرق بگذارد و توالی عکس‌ها را به سمت غرب ادامه دهد تا به کهن‌سالی برسد.

حالا فرض کنید اگر از همان کودکی به جای چپ و راست جهت‌های جغرافیایی را یاد گرفته بودید چه می‌شد. احتمالا دیگر به این راحتی‌ها -مثل من- در طبیعت و حتی خیابان‌های ناشناس گم نمی‌شدید. اگر این قدرت زبان را نشان نمی‌دهد، من هم به‌ترین جهت‌یاب قرن هستم!

 

تاثیر زبان

 

۲- تاثیر زبان روی درک مشترک و همگانی و تاثیر آن در باقی علوم

فرض کنید در زبان شما عددی وجود ندارد. بعد می‌خواهید از برخورد امروزتان با چند نفر در راه خانه بگویید. تعداد را چه‌طور توصیف خواهید کرد؟ اصلا بدون داشتن عدد در زبان و درک مشترکی از مفهوم آن، چه بر سر سایر علوم مثل ریاضی می‌آید؟

به گفته‌ی خانم بورودیتسکی چنین زبان‌هایی واقعا وجود دارند و افرادی که از آن‌ها استفاده می‌کنند، برای بیان کمیت مشکل دارند. یک لحظه فکر کنید اگر نتوانید بگویید پنج بستنی می‌خواهید چه اتفاقات بدی رخ می‌دهد! بعد، از داشتن اعداد در زبان‌تان خوش‌حال باشید.

 

۳- تاثیر زبان روی توصیف ما از جهان

احتمالا شما هم لطیفه‌های مختلف درمورد تفاوت در تشخیص رنگ میان خانم‌ها و آقایان را شنیده‌اید. انگار زبان خانم‌ها با آقایان متفاوت است!

داستان این‌جاست که جمله‌ی قبل بیش‌تر از چیزی که فکرش را بکنید به واقعیت نزدیک است. مثلا وقتی یک زبان برای انواع مختلف رنگ آبی کلمات مختلفی داشته باشد، طبیعتا از همان کودکی از آن کلمات استفاده خواهد شد. اما اگر تمام رنگ‌های شبیه به آبی با همین یک کلمه شناسایی شوند چه؟

در این مورد، برخی زبان‌ها -مثل روسی- کلمات زیادی برای رنگ‌های متنوع دارند. اما بعضی زبان‌ها این‌طور نیستند. فارسی هم از جمله زبان‌هایی‌ست که کلمات مشخصی برای حالت‌های مختلف یک رنگ ندارد و اگر کلماتی مثل سبز لجنی را می‌شنویم، بیش‌تر جنبه‌ی توافقی آن‌ها در دنیای مد و فشن مورد نظر است که همین باعث ایجاد تفاوت در درک رنگ‌ها میان خانم‌ها و آقایان در طول زمان می‌شود.

 

۴- تاثیر زبان روی احساس و جهان‌بینی ما

زبان ما برای هر چیزی که در اطراف‌مان است یک کلمه دارد. این کلمه‌ها در زبان‌های مختلف می‌توانند جنسیت مونث یا مذکر داشته باشند. زبان فارسی چنین خاصیتی در کاربرد فعل و ضمیر ندارد. اما چیزی شبیه به این خاصیت در نام‌گذاری‌های ما وجود دارد. مثلا خورشید اسم دختر است و عملا کلمه‌ای مونث محسوب می‌شود. مهتاب هم همین‌طور.

همین مسئله باعث می‌شود که یک فارسی‌زبان خورشید و ماه را با صفاتی توصیف کند که بیش‌تر زنانه می‌پندارد. مثلا زیبا، لطیف، پر از نوازش و…

اما فردی که به زبان آلمانی صحبت می‌کند، ماه و فردی که به زبان اسپانیایی صحبت می‌کند، خورشید را به عنوان جنس مذکر می‌بیند. این مسئله قطعا در توصیف آن‌ها هم تاثیر می‌گذارد.

این یعنی زبان می‌تواند به راحتی جهان‌بینی ما را تغییر دهد و حس ما نسبت به چیزهای مختلف را بسازد.

 

۵- تاثیر زبان روی مرکز توجه ما: تقصیر تو بود یا من؟

زبان‌های مختلف، یک اتفاق را به شکل‌های مختلفی توصیف می‌کنند. ممکن است تاکید یک زبان بر وقوع آن اتفاق باشد اما در زبان دیگر از عامل وقوع بیش‌تر صحبت شود. مثلا یک انگلیسی‌زبان می‌گوید حامد این مقاله را نوشته اما یک اسپانیایی‌زبان می‌گوید یک مقاله درمورد زبان نوشته شده.

در زبان فارسی هر دو حالت رایج است (حالت معلوم معمولا رایج‌تر است) و انتخاب ما میان حالت معلوم و مجهول، نشان‌دهنده‌ی قصد ما و رابطه‌مان با فاعل است؛ این‌که می‌خواهیم بگوییم تقصیر کسی بوده یا نه، یا کار بزرگی انجام شده یا نه و…

حالا به این فکر کنید که وقتی یک زبان همیشه روی عامل یک اتفاق تمرکز دارد و درواقع تقصیرِ کار را همیشه بر گردن یکی می‌اندازد، در طول زمان چه تاثیری روی روحیات مردم خواهد گذاشت. ممکن است بگویید مسئولیت‌پذیری آن‌ها را بالا می‌برد. شاید هم بگویید باعث می‌شود همیشه به دنبال دلیل اتفاقات مختلف باشند و کنج‌کاو بار بیایند. اگر هم بدبین باشید، خواهید گفت چنین زبانی باعث به وجود آمدن بدبینی میان افراد در موقعیت‌های مجهول خواهد شد!

اما همین‌که بدانید ساختار زبان روی تفکر شما و نحوه‌ی به یاد آوردن اتفاقات مختلف تاثیر می‌گذارد، نکته‌ی مهمی‌ست.

 

جمع‌بندی

تقریبا هر چیزی که بشود از تفاوت میان زبان‌ها گفت، با شدت کم‌تر درمورد تفاوت گویش‌ها هم صادق است. در ایران گویش‌ها و زبان‌های متفاوتی در مناطق مختلف و میان اقوام وجود دارد. نکته‌ای که مهم است، توجه ما به این تفاوت‌ها، به رسمیت شناختن زبان‌ها و گویش‌های محلی و منطقه‌ای و تلاش برای رسیدن به درکی متقابل است.

با توجه به مطالعات بسیار محدودی که روی این زبان‌ها و گویش‌ها انجام شده، مسئولیت درک و توجه ویژه به تاثیر زبان و موارد بالا عملا بر عهده‌ی تک‌تک ما قرار دارد.

علاوه بر این، فکر کردن به این‌که زبان ما چه تاثیراتی روی خودمان گذاشته و چه‌طور به رفتارمان شکل داده هم نکته‌ی مهمی‌ست که می‌تواند ما را به درک عمیق‌تری از خودمان و دیگران برساند.

اگر مثالی درمورد این زبان‌ها -به‌خصوص زبان یا گویش خودتان- دارید، حتما در کامنت‌ها بگویید. احتمالا نظرات شما را در طول زمان به انتهای یادداشت اضافه خواهم کرد.

 

برای دیدن ویدئویی که درمورد آن صحبت کردم، از این لینک استفاده کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *