کار کم‌تر، کارآیی بیش‌تر: به‌ترین میزان ساعت کاری در ماه

میزان استاندارد و قانونی ساعت کاری در ماه برای کارمندان و کارگران ایرانی -مثل بسیاری از کشورهای جهان- ۸ ساعت در طول روز است. این ۸ ساعت برای روزهای هفته (شنبه تا چهارشنبه) محاسبه می‌شوند و برای پنج‌شنبه‌ها هم ۴ ساعت کاری در نظر گرفته می‌شود. این یعنی -براساس قانون کار- میزان ساعت کاری در هر هفته ۴۴ ساعت و در هر ماه ۱۹۲ ساعت است.

اما منطق پشت این اعداد کجاست؟ چرا ۶ روز کاری؟ چرا ۴۴ ساعت کار در هفته؟ تنها جوابی که در این مورد از کارفرماها و مدیران دولتی خواهید گرفت، این است که «کم‌تر از این نمی‌شود. همین حالا هم کارها با سرعت لازم انجام نمی‌شوند.» در این یادداشت، صحت این ادعا را بررسی خواهم کرد و درمورد بهینه‌ترین مجموع ساعات کاری در ماه -براساس تحقیقات مختلف- خواهم گفت.

 

بیش‌تر کار کردن لزوما کارآیی را هم افزایش نمی‌دهد (چند مثال از کشورهای مختلف)

این ایده که ساعت‌های کاری طولانی می‌توانند برای کسب‌وکار مضر باشند، از حوالی سال ۲۰۱۰ به شکلی جدی مطرح شده. و در همین چند سال، تحقیقات آکادمیک متنوعی روی موضوع انجام شده‌اند. یک تحقیق در دانش‌گاه استنفورد آمریکا نشان می‌دهد که میزان بازدهی و خروجی کار افراد، بعد از ۵۰ ساعت کار در هفته به شدت پایین می‌آید و این روند کاهشی، با افزایش ساعت کار ادامه پیدا می‌کند و حتی منفی می‌شود!

براساس یک پژوهش دیگر در همین دانش‌گاه، اگر یک گروه از کارمندان این هفته ۶۰ ساعت کار کنند و هفته‌ی بعد ۴۰ ساعت، در هفته‌ی ۴۰ساعته کارآیی بیش‌تری خواهند داشت. دلیل اصلی این مسئله، خستگی افراد بعد از ۴۰ ساعت و بالا رفتن احتمال اشتباه است.

یک پژوهش دیگر هم در موسسه‌ی مطالعات کاربردی اقتصاد و جامعه‌شناسی در ملبورن انجام گرفته که نشان می‌دهد برای افراد بالای ۴۰ سال، کار تا ۳۰ ساعت مفید است و مغز را فعال نگه می‌دارد اما بعد از ۳۰ ساعت، کارآیی این افراد به شدت پایین می‌آید. از آن‌جایی که اکثر مدیران عالی‌رتبه و بسیاری از کارمندان بیش‌تر از ۴۰ سال سن دارند، توجه به نتیجه‌ی این تحقیق بسیار مهم است.

 

میزان بازدهی و خروجی کار افراد، بعد از ۵۰ ساعت کار در هفته به شدت پایین می‌آید و این روند کاهشی، با افزایش ساعت کار ادامه پیدا می‌کند و حتی منفی می‌شود!

 

شاید فکر کنید که این بحث‌ها در سطح آکادمیک و دانش‌گاهی‌ست و در دنیای واقعی امتحان نشده. اما یک مقاله در نیویورک تایمز از نتایج اجرای طرح کاهش ساعات کاری در سوئد خبر می‌دهد که بسیار جالب است. در بخشی از این طرح آزمایشی که توسط دولت سوئد برنامه‌ریزی شده بود، میزان ساعت کاری پرستاران یک آسایش‌گاه از ۸ ساعت در روز به ۶ ساعت کاهش پیدا کرد؛ بدون این‌که حقوق دریافتی کم شود.

براساس آمار، پرستارانی که ۶ ساعت در روز کار می‌کردند، در طول یک سال به اندازه‌ی نصف دیگر پرستاران (گروه کنترل) از مرخصی به دلیل بیماری استفاده کردند. در مقابل، احتمال مرخصی گرفتن پرستارانی که ۸ ساعت کار می‌کردند -به دلایل مختلف- ۲.۸ برابر بیش‌تر بود! پرستاران ۶ساعته در مجموع چیزی حدود ۲۰ درصد شادتر بودند و برای انجام کارهای دیگر در وقت‌های اضافه‌شان انرژی بیش‌تری داشتند.

حالا حدس بزنید که میزان کار انجام‌شده توسط پرستارانی که هر روز ۲ ساعت کم‌تر کار می‌کردند چه‌قدر افزایش یا کاهش داشت. براساس بررسی‌های انجام‌شده و سنجش کاملا کمّی فعالیت‌های انجام‌شده توسط پرستاران، خروجی این گروه ۶۴ درصد بیش‌تر بود! بگذارید یک بار دیگر بگویم: کسانی که ۳۰ ساعت در هفته کار می‌کنند -نسبت به کسانی که هفته‌های کاری ۴۰ساعته دارند- ۶۴ درصد کارآیی بیش‌تری دارند!

البته این طرح آزمایشی نتوانسته در همه جای سوئد به روند عادی تبدیل شود و بسیاری از سازمان‌ها بعد از چند هفته یا چند ماه آن را رها کردند. دلیل اصلی این کار، بالا بودن هزینه‌ها عنوان شد.

 

کسانی که ۳۰ ساعت در هفته کار می‌کنند -نسبت به کسانی که هفته‌های کاری ۴۰ساعته دارند- ۶۴ درصد کارآیی بیش‌تری دارند!

 

در فرانسه، قانونی تصویب شده که از ابتدای سال ۲۰۱۷ به تمام کارمندان حق قطع ارتباط را می‌دهد. قطع ارتباط یعنی همه‌ی کارمندان حق دارند که بعد از ساعات کاری، ایمیل و تلفن کاری‌شان را چک نکنند و فقط به زندگی شخصی‌شان توجه داشته باشند. این قانون هم در راستای محدود شدن ساعات رسمی و غیررسمی کار و در جهت افزایش کارآیی و زندگی شادتر افراد تصویب شده است. جالب است بدانید که میزان ساعت کاری در ماه برای فرانسوی‌ها -براساس قانون- ۳۵ ساعت است.

 

حالا بیاید کشورهای دیگر را فراموش کنیم. تابه‌حال چند کارمند را دیده‌اید که از کار کردن در روزهای پنج‌شنبه راضی باشند؟ فکر می‌کنید رضایت در میزان کارآیی افراد تاثیر ندارد؟

 

مغز ما همیشه فعال است؛ به خصوص وقتی که کار نمی‌کنیم!

اصلا بیایید پژوهش‌های مختلف در این زمینه را کنار بگذاریم. خود شما چند بار وقتی که اصلا انتظارش را نداشتید، به یک ایده‌ی جالب درمورد کارتان رسیده‌اید؟ همه‌ی کسانی که در کارشان به خلاقیت نیاز دارند، این پدیده را تجربه کرده‌اند. ممکن است ساعت‌ها به دنبال یک ایده‌ی جذاب برای یک پروژه‌ی جدید باشید، اما نتوانید کاری از پیش ببرید. اما در تعطیلات آخر هفته و وقتی که اصلا حواس‌تان به کار نیست، به شکلی ناگهانی ایده‌ای جذاب در ذهن‌تان شکل می‌گیرد.

یکی از دلایل دیگر برای کاهش میزان ساعت کاری در ماه همین است. کار کم‌تر، خلاقیت ما را هم افزایش می‌دهد. و این خلاقیت برای برخی موقعیت‌های شغلی واقعا حیاتی‌ست.

 

کار کم‌تر، خلاقیت ما را هم افزایش می‌دهد.

انعطاف‌پذیری در زمان کار، یک امتیاز بزرگ برای سازمان‌هاست

نیروی کار متخصص، همیشه محدود است. و روند کلی برخورد سازمان‌ها با منابع انسانی باارزش در سال‌های اخیر، اهمیت توجه به این مسئله را نشان می‌دهد. نکته این‌جاست که نسل جدید نیروی متخصص کار -به‌خصوص آن‌هایی که فعالیت در استارت‌آپ‌ها و حوزه‌ی تکنولوژی را دوست دارند- تمایلی به ساعات کاری ۹ تا ۵ و حاضر بودن در محل شرکت در روزهای پنج‌شنبه ندارند!

پس اگر به عنوان یک مدیر می‌خواهید به‌ترین نیروهای انسانی را جذب کنید و برای سازمان‌تان نگه دارید، باید به این مسئله توجه کنید. انعطاف‌پذیری سازمان در میزان ساعت کاری در ماه و ساعات ورود و خروج، به شدت برای نیروی کار جذاب است و می‌تواند فرق بین یک تیم فوق‌العاده و موفقیت روزافزون کسب‌وکار یا تلاش برای زنده نگه داشتن آن باشد.

به هفته‌های کاری ۳۰ساعته و قوانین کاری شرکت‌تان بیش‌تر فکر کنید…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *