چه‌طور وارد رابطه شویم اما مستقل بمانیم5 دقیقه برای خواندن

وقتی وارد رابطه می‌شویم، کسی را داریم که می‌شود همه چیز را با او شریک شد؛ از بزرگ‌ترین رویاها برای آینده تا کوچک‌ترین اتفاقات روزانه. اما پیدا کردن یکی که فکر می‌کنیم گزینه‌ی خوبی برای ماست؛ دلیل مناسبی برای دور انداختن آن تعریف مستقل که از خودمان داریم و غرق شدن در زوجِ من و او -یا بدتر از آن: غرق شدن در او- نیست.

در این میان، چیزی که می‌تواند ضامن شاد بودن شخص ما و سلامت رابطه‌مان در آینده باشد، شکل خاصی از مستقل ماندن است. در این پست از راه‌های مستقل ماندن بعد از ورود به رابطه صحبت خواهم کرد.

 

چرا مستقل ماندن در رابطه مهم است؟

آقای ایکس و خانم ایگرگ هر دو از دوستان دوران دانش‌گاه من بودند که بعد از فارغ‌التحصیلی هم ارتباط‌مان را حفظ کرده بودیم. آقای ایکس چند وقت پیش ازدواج کرد و ناگهان از نظرها دور شد. اول مثل قدیم دعوتش می‌کردیم به دورهمی‌ها. اما بعد از چندین جواب منفی پشت سر هم، کم‌کم بی‌خیال دیدنش شدیم.

خانم ایگرگ چند وقت پیش وارد رابطه با یکی شد که ظاهرا جدی هم بود. بعد از این اتفاق، او تمام دوستان پسرش -از جمله من- را در شبکه‌های اجتماعی آنفالو کرد. بعد هم که در جمع دوستان مشترک مرا دید، راهش را کج کرد که مبادا به من برسد و مجبور شود جواب سلام و احوال‌پرسی بدهد.

شما چند مورد مشابه آقای ایکس و خانم ایگرگ در زندگی‌تان داشته‌اید؟ افرادی مثل این دو نفر، عملا در رابطه‌شان ذوب شده‌اند و دیگر شخصیت مستقل و تصمیم‌گیرنده‌ای از خودشان ندارد. اگر نمی‌خواهید به این حال و روز بیفتید، از همان دوران آغازین رابطه به فکر حفظ درجه‌ای از استقلال‌تان باشید.

 

یک پست دیگر هم بخوانید:  7 نشانه‌ی دوست داشتن واقعی (آخری از همه مهم‌تر است!)

 

راه‌های مستقل ماندن در رابطه:

در ادامه چند راه برای مستقل ماندن در رابطه پیشنهاد شده‌اند که می‌توانند به شما کمک کنند. اما قبل از همه‌ی این‌ها، باید حواس‌تان باشد تا سمت کسی نروید که فکر می‌کند -بعد از ورود به رابطه- صاحب شما خواهد شد. ساختن یک رابطه‌ی سالم و متعادل با چنین افرادی عملا ممکن نیست. چون تمام تلاش‌شان را می‌کنند تا شخصیت مستقل شما را به مرور زمان از بین ببرند.

 

۱- برای دیدن دوستان‌تان برنامه‌ریزی کنید

هرچه‌قدر که سن‌مان بالا می‌رود، بیش‌تر درگیر کار و زندگی می‌شویم و سرمان هم شلوغ‌تر می‌شود. در نتیجه وقت‌های خالی کم‌تری داریم. وقت‌های محدودی که بعد از ورودمان به یک رابطه‌ی عاطفی، محدودتر هم می‌شوند. و این یعنی برنامه‌ی عادی و پیش‌فرض‌مان برای آخر هفته، دور هم جمع شدن با رفقا نیست. بل‌که باید برای دیدن دوستان‌مان برنامه‌ریزی کنیم.

این کار -با توجه به تداخل برنامه‌های افراد- می‌تواند سخت باشد. اما در هر صورت اگر می‌خواهید شخصیت و زندگی مستقل خودتان را حفظ کنید، نباید دوستان قدیم‌تان را فراموش کنید.

این را هم در نظر داشته باشید که وقتی می‌گویم دوستان قدیمی‌تان را ببینید، از دوستان مشترک‌تان با طرف دیگر رابطه یا زوج‌های دیگر حرف نمی‌زنم. منظورم این است که خودتان به تنهایی با دوستان خودتان وقت بگذرانید؛ مثل دوران قدیم و قبل از رابطه.

 

۲- برای خودتان وقت بگذارید

به طرف دیگر رابطه بفهمانید که هرکدام‌تان نیاز به زمان‌هایی شخصی برای وقت گذراندن با خودتان (به تنهایی) دارید؛ به‌خصوص اگر یکی یا هردویتان درون‌گرا هستید. تنها بودن، ریلکس کردن و فکر کردن به چیزهای مختلف؛ این‌ها مواردی هستند که به شخصیت هر فردی شکل می‌دهند. در وقت شخصی‌تان می‌توانید موازی با این موارد، مطالعه کنید یا حتی فیلم مورد علاقه‌تان را دوباره ببینید!

وقت گذراندن به تنهایی، باعث می‌شود خودتان را به‌تر بشناسید و درمورد مسائل مختلف به نتیجه‌گیری‌های شخصی برسید. لازم نیست چند روز تنها بمانید؛ کافی‌ست هر چند وقت یک بار -به جای باهم بودن- چند ساعت به خودتان زمان دهید و در آرامش به مسائل مختلف فکر کنید.

 

۳- دنبال سرگرمی‌ها و تفریحات خاص خودتان باشید

اکثر زوج‌ها، سرگرمی‌ها و تفریحات مشترکی با هم دارند. اصلا شاید یکی از دلایل شکل‌گیری رابطه، وجود همین تفریحات مشترک بوده باشد. اما برای این‌که شخصیت مستقل خودتان را داشته باشید، باید سرگرمی‌های خاص خودتان را پیدا کنید.

مثلا شاید هر دو اهل طبیعت‌گردی یا فیلم دیدن باشید و آخر هر هفته باهم به طبیعت یا سینما بروید. این، سرگرمی مشترک شماست. باید در کنار این سرگرمی مشترک به دنبال فعالیتی باشید که خودتان به تنهایی انجامش دهید. مثلا شاید بخواهید در یک کلاس هنری یا ورزشی شرکت کنید یا عضو یک گروه کتاب‌خوانی شوید یا هر کار دیگری که دوست دارید.

مهم این است که بعد از ورود به رابطه، سرگرمی‌های خاص خودتان را از دست ندهید.

 

۴- از باورها و خواسته‌هایتان عقب‌نشینی نکنید

هرکدام از ما باورها و خواسته‌های خاص خودمان را درمورد مسائل مختلف داریم. و باید مراقب باشیم که آن‌ها را در رابطه‌ی احساسی جدیدمان از دست ندهیم.

درجه‌ی اهمیت این باورها برای هرکسی متفاوت است. یعنی عقیده‌ای که برای من -با توجه به شخصیتم- بسیار مهم و حیاتی‌ست، ممکن است برای یکی دیگر اصلا مهم نباشد. پارتنر ما در رابطه باید به این باورها احترام بگذارد؛ به‌خصوص به آن‌هایی که شدیدا برای ما مهم‌اند. ما هم نباید به این راحتی عقاید و خواسته‌هایمان را رها کنیم و برای فرو رفتن بیش‌تر در قالب رابطه، بخشی از خودمان را کنار بگذاریم.

سلیقه‌ی ما درمورد ظاهرمان، غذاهای مورد علاقه‌مان، عقاید سیاسی‌مان، حساسیت‌هایمان و خیلی چیزهای دیگر، مواردی هستند که شخصیت ما را می‌سازند و از دیگران متفاوت‌مان می‌کنند. شریکی که بخواهد همه‌ی این‌ها را عوض کند، ما را نمی‌خواهد. فقط تصویر خاصی از ما که در ذهنش ساخته را می‌خواهد. و این یعنی یک رابطه‌ی ناسالم.

اصلا نمی‌گویم در رابطه‌تان کوتاه نیایید و نظرات طرف مقابل را نادیده بگیرید. اتفاقا بحث درمورد خواسته‌ها و باورهای مختلف و رسیدن به نتایج مشترک می‌تواند باعث رشد هر دو طرف رابطه شود. اما سهم بعضی عقاید در شخصیت شما این‌قدر بزرگ است که اگر بخواهید آن‌ها را عوض کنید، خودتان هم به کلی تغییر خواهید کرد.

پس اگر می‌خواهید مستقل بمانید، باید بدانید که کدام باورها برایتان مهم‌اند و کدام‌یک قابل‌مذاکره. هر جا که می‌شود با طرف‌تان به توافق برسید. (بعضی جاها شما باید کوتاه بیایید و بعضی جاها او.) اما روی باورها و عقاید اصلی‌تان -که در طول زمان به بخشی از هویت شما تبدیل شده‌اند- بایستید. و گر نه، شخصیت مستقل‌تان را به سرعت از دست خواهید داد.

اگر باورهای مهم شما با باورهای طرف‌تان در تضاد کامل باشند، ممکن است بخواهید به تمام کردن رابطه هم فکر کنید…

یک پست دیگر هم بخوانید:  چه‌طور یک رابطه‌ی جدی و طولانی را درست تمام کنیم

 

بگذارید با یک مثال قضیه را روشن‌تر کنم. ممکن است شما داشتن موهای خیلی کوتاه را ترجیح بدهید. اما شریک‌تان این مدل مو را دوست نداشته باشد و از شما بخواهد که موهایتان را بلندتر کنید. باور شما درمورد به‌تر بودن موی کوتاه آن‌قدرها برایتان مهم نیست. در نتیجه ممکن است درخواست او را به راحتی قبول کنید.

از طرف دیگر، شما معتقدید که بچه‌دار شدن در این دوران کار درستی نیست اما شریک‌تان می‌خواهد حتما در آینده بچه‌دار شود. این عقیده‌ی شما به قدری مهم و اساسی‌ست که نمی‌توانید از آن بگذرید. اگر باور طرف‌تان هم مثل شما برایش مهم باشد، نمی‌شود آینده‌ای برای این رابطه متصور شد و به‌تر است به فکر پایان دادن به آن باشید.

 

نظر شما چیست؟

چرا مستقل ماندن در رابطه مهم است؟ برای مستقل ماندن به عنوان بخشی از یک زوج چه نکاتی کارسازترند؟

حامد

من یه نویسنده و عکاس فری‌لنس‌ام. اگه دوست دارید بیش‌تر درموردم بدونید، صفحه‌ی درباره‌ی من رو ببینید. اما اگه دوست دارید باهم دوست بشیم، تو شبکه‌ی اجتماعی موردعلاقه‌تون یا از طریق اعلان‌های مرورگر دنبالم کنید، محتوا رو ببینید و نظرتونو بگید که بیش‌تر گپ بزنیم. تا دفعه‌ی بعد، عزت زیاد!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Do NOT follow this link or you will be banned from the site!

عضو خبرنامه‌ی ایمیلی این وبلاگ بشید.

و هر چند ماه یه بار، یه ایمیل با آخرین و جذاب‌ترین پست‌های مورد نظرتون دریافت کنید.
لغو عضویت همیشه امکان‌پذیره.
close-link
Click Me