یک دلیل ساده برای عصبانیت ظاهرا بی‌دلیل5 دقیقه برای خواندن

عصبانیت‌ها و حمله‌های عصبی می‌توانند دلایل بسیار متنوعی داشته باشند؛ مثلا استرس و افسردگی و احساسات مختلفی که محیط و افراد مختلف به ما منتقل می‌کنند. اما گاهی اوقات هم به شکلی ناگهانی عصبی می‌شویم و خون خون‌مان را می‌خورد؛ بدون آن‌که دقیقا بدانیم چرا. در این پست، یک دلیل ساده و معمول برای عصبانیت ظاهرا بی‌دلیل آدم‌ها را شرح خواهم داد.

 

«حریم» یعنی چه و چه نقشی در عصبی شدن ما دارد

حریم، مجموعه‌ای حد و مرزهاست که ما برای خودمان و دیگران قائل می‌شویم. هر آدمی حریم‌های مختلفی در جنبه‌های مختلف زندگیش دارد. مثلا حریم فیزیکی، حریم احساسی، حریم عقلانی و…

اگر کسی این موارد را برای خودش و دیگران تعریف نکند یا اجازه‌ی ورود هرکسی به آن‌ها را بدهد، همیشه در موقعیت‌هایی گیر خواهد کرد که نمی‌خواهد در آن‌ها باشد. در نتیجه به مرور زمان دچار عصبانیت و حتی تنفر نسبت به خودش، اطرافیانش و کسانی خواهد شد که این حریم‌ها را رعایت نمی‌کنند؛ حتی اگر به شکل خودآگاه دلیل عصبانیتش را نداند.

یک مثال ملموس:

فرض کنید یک هفته‌ی کاری یا تحصیلی سنگین را پشت سر گذاشته‌اید و می‌خواهید آخر هفته فقط در خانه استراحت کنید. اما یکی از دوستان، اعضای خانواده یا فامیل به یک مهمانی یا تفریح خارج از خانه دعوت‌تان می‌کند یا برای انجام یک کار خاص از شما کمک می‌خواهد.

اگر -وقتی واقعا می‌خواهید نه بگویید- با چنین درخواست‌هایی موافقت کنید، به حریم شخصی خودتان احترام نگذاشته‌اید. در نتیجه دیگران هم آن را به رسمیت نشناخته‌اند و در موقعیتی گیر کرده‌اید که اصلا دل‌خواه‌تان نیست. همه‌ی این‌ها باعث ایجاد حس عصبانیت در شما خواهند شد.

 

چه‌طور می‌شود این حریم‌ها را تعریف کرد

قرار نیست بنشینیم یک گوشه و قلم و کاغذ دست بگیریم و یک حریم شخصی کامل برای تمام ابعاد زندگی‌مان تعریف کنیم. (گرچه فکر کردن به نقشی که در رابطه‌های مختلف داریم و نقشی که طرف مقابل ایفا می‌کند و تعریف درست آن‌ها، می‌تواند در مشخص شدن حریم‌ها بسیار مفید باشد.)

واقعیت این است که حریم‌ها می‌توانند به شدت انعطاف‌پذیر باشند و -با توجه به آدم‌ها و موقعیت‌های مختلف- تغییر کنند. پس در هر موقعیتی باید چند لحظه به خودمان زمان بدهیم و ببینیم حس واقعی‌مان درمورد آن موقعیت چیست.

مثلا همه‌ی ما می‌توانیم بدون تلاش اضافه بگوییم که دوست داریم یک کار مشخص را در یک زمان مشخص و برای یک فرد مشخص انجام دهیم یا نه. و وقتی کسی از ما می‌خواهد کاری که دوست نداریم را انجام دهیم یا کاری که مشکلی با آن نداریم را در زمانی که دوست نداریم انجام دهیم، باید به او نه بگوییم. چون موافقت بی‌دلیل‌مان می‌تواند به راحتی عصبانیتی شدید و خارج از کنترل در ما ایجاد کند.

 

ما با پذیرفتن موقعیت‌هایی مثل موارد زیر، به حریم شخصی‌مان بی‌توجهی می‌کنیم:

– وقتی انرژی کافی برای انجام کاری را نداریم ولی انجامش را قبول می‌کنیم

– وقتی واقعا دوست داریم نه بگویید ولی در نهایت جواب مثبت می‌دهیم

– وقتی اجازه می‌دهیم یکی دیگر چیزی که دوست داریم را از ما بگیرد

– وقتی به دیگران اجازه می‌دهیم به ما بگویند که چه حسی داریم (مثلا در حالی که ناراحت‌ایم به ما بگویند که در واقع خوش‌حال‌ایم یا باید خوش‌حال باشیم)

و موارد مشابه دیگر…

 

یک پست دیگر هم بخوانید:  چه‌طور در هفت مرحله‌ی ساده بر شکست پیروز شویم!

 

نه گفتن: یک مهارت مفید برای جلوگیری از عصبانیت‌های بی‌دلیل و ناگهانی

با توجه به توضیحاتی که دادم، برای جلوگیری از بروز این عصبانیت‌های ظاهرا بی‌دلیل باید دو کار مهم انجام دهیم:

۱- به احساس و صدای درون‌مان توجه کنیم

۲- هروقت که لازم بود، نه بگوییم

هردو مورد با تمرین و تکرار و به مرور زمان برایمان جا می‌افتند و قبل از این‌که بدانیم چه شده و چه‌طور به این‌جا رسیده‌ایم، از شر عصبانیت‌های ناگهانی و بی‌دلیل خلاص خواهیم شد. (حداقل از شر این نوعش! همان‌طور که گفتم، دلایل بسیار متنوعی برای حمله‌های عصبی وجود دارند.)

اما برای این‌که در کار تمرین و تکرار مورد دوم موفق‌تر عمل کنید، چند نکته‌ی کاربردی برایتان دارم.

 

چه‌طور نه بگوییم

اول: رک باشید

طفره نروید و مستقیم و رک حرف‌تان را بزنید. با این کار، راه دررویی برای طرف‌تان نخواهید گذاشت.

 

دوم: مودب باشید

رک بودن به معنی بی‌ادب بودن نیست. کاری نکنید که رابطه‌تان با طرف مقابل بی‌دلیل آسیب ببیند. این پاسخ، یک مثال خوب برای نه گفتن رک و مودب است: «ببخشید، در حال حاضر امکانش را ندارم. اما هروقت که شد، خبرتان می‌کنم.»

 

سوم: بهانه نیاورید / دلیل ارائه ندهید

این مورد کاملا به طرف‌تان بستگی دارد. اما اکثر اوقات و درمورد اکثر آدم‌ها به‌تر است دلیل خاصی برای نه گفتن‌تان ارائه ندهید تا بحث ادامه پیدا نکند.

مثلا ممکن است یک نفر برای انجام یک کار خاص از شما کمک بخواهد. اگر به او بگویید که امروز وقت ندارید چون قرار است فلان کار شخصی را انجام دهید یا به فلانی قول داده‌اید فلان‌جا باشید، ممکن است طرف‌تان بپرسد کِی کارتان تمام خواهد شد تا وقت کار خودش را عوض کند و باز از شما کمک بخواهد. در این حالت و در ادامه‌ی بحث، نه گفتن برایتان سخت‌تر خواهد بود.

 

چهارم: اگر آلترناتیو دیگری در ذهن دارید، پیشنهادش دهید

مورد قبل، برای نه گفتن به درخواست‌هایی بود که اصلا نمی‌خواستید قبول‌شان کنید. اما اگر با درخواستی مواجه شدید که مشکلی با پذیرفتنش ندارید اما واقعا در حال حاضر برایتان مقدور نیست، یک آلترناتیو (جای‌گزین) پیدا کنید و به طرف‌تان پیشنهادش دهید.

مثلا اگر دوست‌تان به کافه دعوت‌تان می‌کند ولی امروز قرار قبلی دارید، می‌توانید یک روز یا ساعت دیگر را به او پیشنهاد دهید.

 

پنجم: به یاد داشته باشید که هیچ‌کس با نه گفتن آدم بدی نمی‌شود

ممکن است در ابتدای مسیر دچار عذاب وجدان شوید یا اصلا درون‌گرا باشید و همین درون‌گرایی باعث شود نخواهید با دیگران رودررو شوید و به همین خاطر از نه گفتن بترسید.

مطمئن باشید که مخالفت با دیگران در یک مورد خاص و نه گفتن به آن‌ها، به هیچ وجه شما را به شخصیت بد داستان تبدیل نخواهد کرد. و کسانی که ارزش حضور در زندگی‌تان را داشته باشند، بالاخره این را خواهند فهمید. (حتی اگر این بالاخره در کوتاه‌مدت نباشد.)

پس کمی خودخواه باشید و اول به خودتان فکر کنید. نگران حس دیگران هم نباشید.

 

یک پست دیگر هم بخوانید:  چه‌طور حس فرسودگی را تشخیص دهیم + 7 نکته برای مقابله با آن

 

حرف آخر

توجه نکردن به حریم‌های شخصی و اجازه به دیگران برای شکستن آن‌ها، می‌تواند باعث ایجاد حس عصبانیت -نسبت به خودمان و دیگران- در ما شود؛ حتی اگر به شکل خودآگاه از این دلیل باخبر نباشیم.

پس اگر نمی‌خواهید دچار این نوع عصبانیت ظاهرا بی‌دلیل شوید، به حس درونی‌تان توجه کنید و وقتی نمی‌خواهید کاری را انجام دهید -با خیال راحت- نه بگویید.

 


نوبت شما

چه‌قدر این نوع عصبانیت‌های ناگهانی و ظاهرا بی‌دلیل را تجربه کرده‌اید؟ فکر می‌کنید نه گفتن چه‌قدر جلوی این حمله‌های عصبی را می‌گیرد؟ تجربه‌ی شخصی‌تان در این مورد را کامنت کنید.

این پست را با دوستان‌تان هم به اشتراک بگذارید و من را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید یا عضو خبرنامه‌ی ایمیلی وبلاگ شوید تا پست‌های آینده را از دست ندهید.


 

حامد

من یه نویسنده و عکاس فری‌لنس‌ام که عاشق خلق محتوای بکر و تازه‌ست. اگه دوست دارید بیش‌تر درموردم بدونید، صفحه‌ی درباره‌ی من رو ببینید. اما اگه دوست دارید باهم رفیق بشیم، تو شبکه‌ی اجتماعی موردعلاقه‌تون یا از طریق اعلان‌های مرورگر دنبالم کنید، محتوا رو ببینید و نظرتونو بگید که بیش‌تر گپ بزنیم. تا دفعه‌ی بعد، عزت زیاد!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Do NOT follow this link or you will be banned from the site!

به اینستاگرام سر بزنید!

صفحه‌ی من رو فالو کنید و محتوای اختصاصیش رو
از دست ندید.
عکسای جذاب، متنای کوتاه و متفاوت
close-link
Click Me