چرا هر درون‌گرایی باید با تنها بیرون رفتن راحت باشد4 دقیقه برای خواندن

همه‌ی درون‌گراها با تنهایی راحت‌اند. اما به شرطی که این تنهایی در چهاردیواری خانه یا اتاق خودشان باشد. تنها بیرون رفتن به قصد تفریح، آن‌قدرها هم که فکر می‌کنید آسان نیست. استرس از همان لحظه که ایده‌ی تنهایی بیرون رفتن به ذهن‌تان برسد، دامن‌تان را می‌گیرد و سوالات و شک‌ها و ترس‌های مختلف جوری گریبان‌گیرتان می‌شوند که خیلی وقت‌ها بعد از چند دقیقه دو دست‌تان را بالا می‌گیرید و به همان چهاردیواری خلوت و آشنای خودتان پناه می‌برید.

اما اگر نمی‌خواهید -به خاطر درون‌گرا بودن- فرصت تجربه‌های مختلف را از دست بدهید، دیر یا زود باید با تفریحات تک‌نفره و گردش‌ها و برنامه‌های انفرادی آشتی کنید. و این، دقیقا موضوع بحث پستی‌ست که دارید می‌خوانید.

 

چرا تنها بیرون رفتن برای خیلی از ما درون‌گراها سخت است

یک لحظه تصور کنید: قرار است فردا شب با دوست‌تان به یک رستوران بزرگ و جدید بروید و برای اولین بار امتحانش کنید. کلی هم برای این کار اشتیاق دارید. اما چند ساعت مانده به موعد مقرر، دوست‌تان زنگ می‌زند و می‌گوید کاری برایش پیش آمده و نمی‌تواند سر قرار حاضر شود. اولین افکاری که به ذهن‌تان خطور می‌کنند، چه هستند؟

احتمالا بعد از نسبت دادن نام چند چهارپا به دوست‌تان، به این فکر می‌کنید که «خب خودم تنها می‌روم!» اما چند ثانیه بعد از این ایده، تصاویر مختلفی در ذهن‌تان ایجاد می‌شود و سوالاتی که رویشان زیرنویس شده‌اند:

اگر سر راه گم شوم و نتوانم رستوران را پیدا کنم چه؟ اگر آن‌جا حوصله‌ام سر برود -چون کسی نیست که با او حرف بزنم- چه؟ اگر همه فکر کنند که من هیچ دوستی ندارم و پشت سرم -پنهانی- مسخره‌ام کنند و بخندند چه؟ اگر یک آشنا مرا ببینید و بپرسد تنهایی آن‌جا چه کار می‌کنم؟

و کلی «چه»های دیگر…

در نهایت هم ترجیح می‌دهید در خانه بمانید و تخم‌مرغ بخورید.

خلاصه این‌که مغز آدم می‌تواند بعضی وقت‌ها تبدیل به بدترین دشمنش شود و به جای غذای مخصوص سرآشپز، تخم‌مرغ به خوردش دهد.

 

یک پست دیگر هم بخوانید:  قبل از کنسل کردن قرار بعدی‌تان بخوانید

 

تنها بیرون رفتن می‌تواند یک تجربه‌ی جذاب باشد

کافی‌ست برای یکی دو ساعت با نگرانی‌ها و ترس‌های اولیه مقابله کنید و تنهایی به سمت مقصد بروید. مثلا به همان رستوران بزرگ و جدید بروید و تنها بنشینید و غذایتان را سفارش دهید. احتمالا در چند دقیقه‌ی اول تنها نشستن، استرس شدیدی داشته باشید و برای فرار از محیط، به گوشی‌تان پناه ببرید.

اما بعد از رسیدن غذا و کنار گذاشتن گوشی، دیگران را خواهید دید که مشغول غذا یا گوشی خودشان هستند و برخلاف تصورات قبلی‌تان کاری به شما و تنها بودن‌تان ندارند. و از همین‌جاست که کمی بیش‌تر احساس راحتی می‌کنید و راحت‌تر سراغ رستوران‌ها، کنسرت‌ها، سینما، تئاتر و برنامه‌های تفریحی دیگر می‌روید. تجربه‌هایی که اگر به ترس‌تان غلبه نکنید، به احتمال قوی از دست‌شان خواهید داد.

 

چرا هر درون‌گرایی باید با تنها بیرون رفتن راحت باشد؟

من سه دلیل عمده برای این قضیه دارم که در ادامه از آن‌ها بیش‌تر خواهم گفت.

 

اول: تنها بیرون رفتن انرژی کم‌تری از درون‌گراها می‌گیرد

هرچه‌قدر هم که با دوستان‌تان صمیمی باشید، درون‌گرا بودن‌تان باعث خواهد شد که برخوردهای اجتماعی در محیط‌های شلوغ و پرسروصدا انرژی زیادی از شما بگیرند. در حالی که اگر به تنهایی در چنین محیط‌هایی حاضر شوید، انرژی کم‌تری صرف خواهید کرد.

و حتی ممکن است بعد از این تجربه‌های انفرادی، برای یک دورهمی دوستانه‌ی کوچک در محیطی خلوت و آرام هم انرژی داشته باشید.

 

دوم: با تنها بیرون رفتن خودتان را بیش‌تر می‌شناسید و به کلی ایده‌ی جذاب می‌رسید

وقتی در یک مکالمه‌ی ادامه‌دار با دوستان‌تان نباشید و دوروبرتان پر از غریبه‌هایی باشد که قرار نیست گفت‌وگوی خاصی با شما داشته باشند، ذهن‌تان فرصت فکر کردن به چیزهای مختلفی را پیدا می‌کند.

مثلا ممکن است به حرف‌های رئیس‌تان در چند روز گذشته فکر کنید و این‌که منظورش چه بود. یا این‌که چه‌طور می‌توانید وقت بیش‌تری برای خانواده و دوستان‌تان پیدا کنید. یا به‌ترین راه حل برای مشکلی که به تازگی سد راه‌تان شده. یا حتی معنی زندگی و فلسفه‌ی حیات!

جالب این‌جاست که خیلی وقت‌ها حتی لازم نیست مشخصا درمورد یک مشکل خاص فکر کنید. همین‌که با تفریح به ذهن‌تان استراحت می‌دهید، می‌تواند برای پیدا شدن ناگهانی راه‌حل کافی باشد.

خود من هر وقت تنهایی به یکی از چای‌خانه‌های مورد علاقه‌ام می‌روم، با کلی ایده‌ی جدید برای وبلاگ و پروژه‌های شخصی بعدی به خانه برمی‌گردم.

 

یک پست دیگر هم بخوانید:  7 نیاز اساسی افراد درون‌گرا برای شاد بودن

 

سوم: وقتی تنهایی بیرون می‌روید، برنامه‌ریزی فقط با خودتان است

گاهی اوقات با کلی انرژی از خانه بیرون می‌زنیم ولی بعد از یکی دو ساعت حس می‌کنیم که کاملا تخلیه شده‌ایم و به‌تر است به خلوت خودمان برگردیم. اما اگر برنامه‌مان از نوع دسته‌جمعی باشد، خداحافظی ناگهانی و خارج از برنامه با دوستان آن‌قدرها هم آسان نخواهد بود. و ممکن است ترجیح دهیم دوستان‌مان را ناامید نکنیم و بدون انرژی ادامه دهیم.

اما وقتی تنها بیرون رفته باشیم، می‌توانیم هروقت که خسته شدیم به خانه برگردیم. اگر احساس گرسنگی کنیم، می‌توانیم بدون فکر کردن به ترجیحات دیگران هرجا که خواستیم برویم و هر غذایی که خواستیم بخوریم. حتی اگر قضیه برعکس شود و انرژی اضافه بیاوریم هم می‌توانیم به راحتی برنامه را طولانی‌تر کنیم.

 

حرف آخر

تنها بیرون رفتن برای درون‌گراها شبیه یک ماجراجویی‌ست که با استرس‌ها و ترس‌های خاص خودش هم‌راه می‌شود. اما اگر بتوانیم با تردیدمان مقابله کنیم، کلی تجربه‌ی جذاب و هیجان‌انگیز انتظارمان را می‌کشند!

 


نوبت شما

در کامنت‌ها از تجربه‌ی تنها بیرون رفتن خودتان بنویسید.

این پست را با دوستان‌تان و در شبکه‌های اجتماعی هم به اشتراک بگذارید.

اگر این پست به نظرتان مفید بود، باقی پست‌هایی که با برچسب درون‌گرایی منتشر شده‌اند را هم ببیند.


 

حامد

من یه نویسنده و عکاس فری‌لنس‌ام که عاشق خلق محتوای بکر و تازه‌ست. اگه دوست دارید بیش‌تر درموردم بدونید، صفحه‌ی درباره‌ی من رو ببینید. اما اگه دوست دارید باهم رفیق بشیم، تو شبکه‌ی اجتماعی موردعلاقه‌تون یا از طریق اعلان‌های مرورگر دنبالم کنید، محتوا رو ببینید و نظرتونو بگید که بیش‌تر گپ بزنیم. تا دفعه‌ی بعد، عزت زیاد!

4 دیدگاه در “چرا هر درون‌گرایی باید با تنها بیرون رفتن راحت باشد

  • آبان ۲۴, ۱۳۹۸ در۱۱:۱۲ ب.ظ
    پیوندیکتا

    سلام آقای درخشانی
    تا دلتان بخواهد از این تخم مرغ ها در تنهایی خوردم 😅 مطلب خوبی بود. خودم رو در موقعیت حس کردم قشنگ. تنهایی و تو خونه کار کردن برام راحت تره. باور کنید الان که تو خوابگاه دانشگاه هستم انگار دارم شکنجه میشم. البته کمی اغراقه. ولی انرژی هدر رفتن در ارتباطات معمول رو حس میکنم شدیدا .

    پاسخ
    • آبان ۲۵, ۱۳۹۸ در۲:۳۸ ب.ظ
      پیوندیکتا

      سلام و ممنون از نظرتون 🙂
      یه توصیه برای تحمل‌پذیرتر کردن خوابگاه: یه هدفون خوب و موسیقی مورد علاقه + یه فلاسک چای تو نزدیک‌ترین پارک
      هر روز عصر / شب می‌تونید یکی دو ساعت این‌طوری انرژی بگیرید

      پاسخ
      • آبان ۲۵, ۱۳۹۸ در۳:۳۱ ب.ظ
        پیوندیکتا

        برف اومد! به جای پارک مکان جدید باید پیشنهاد بدین 😅

        پاسخ
        • آبان ۲۵, ۱۳۹۸ در۴:۰۷ ب.ظ
          پیوندیکتا

          کافه و قهوه‌خونه هم می‌شه ولی خب خرج آدم یهو می‌زنه بالا!
          من باشم با یکی دو ساعت پیاده‌روی هم‌راه چتر و هدفون جای‌گزینش می‌کنم.

          پاسخ

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Do NOT follow this link or you will be banned from the site!

به اینستاگرام سر بزنید!

صفحه‌ی من رو فالو کنید و محتوای اختصاصیش رو
از دست ندید.
عکسای جذاب، متنای کوتاه و متفاوت
close-link
Click Me